نورانورا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 8 روز سن داره

نوراهدیه ی خدا

نورا بهترین هدیه از خدایم هست

تبریک ما را پذیرا باش

گل دخملی ما در متوسطه دوره اول اخیرا تصمیم گرفت در انتخابات شورا شرکت کنه و بعد بنر و تبلیغ و.... بلاخره منتخب شد  با ثبت عکساش گفتم یه تبریکی تو پیجش هم ثبت  بشه  این شما و اینم دخمل شورایی  تبریک میگم دختر خوبم افتخار میکنم به وجودت  تو بهترین منی  ...
27 آبان 1403

روزت مبارک قشنگم

گل دختر نازنینم چند وقتیه نمیتونم برات چیزی پست کنم تو وبلاگت  ولی دیگه امروز  نه اینکه ثبت تبریک روز دختر الزامی است منم دست به کار شدم یه بند تبریک بنویسم  تا عصر کلی ریاضی تمرین کردیم فردا امتحان داریم  بعدش رفتیم بیرون و به افتخار روز دختر رفتیم خرید کادو کمی لوازم التحریر گرفتیم و بعد هم شام مهمون بابا بودیم و پیتزا خوردیم جای همه خالی خیلی خوشمزه بود  بعد هم یه قسمت جوکر و بعد هم لالا  به خدا میسپارمت فرشته ی زمینی من  بهترین هدیه ی من تو زندگی  خیلی خیلی دوست دارم  و مجددا روزت کلی مبارکمون باشه چند تا عکس از مهرماه و مدرسه جدید و شروع دوره جدید از تحصیل  متو...
21 مهر 1403

دختر هنرمند من

سلام و صد سلام به همه نی نی وبلاگی ها  اومدم با یک خبر ناب از دخملی هنرمند  بله اینطوریاست فیلم جابر بن حیان گل دختر من از اخبار اردبیل پخش شد بهت افتخار میکنم دختر کوچولوی مهربون و توانمند  نورا جون تو مدرسه اجرای برنامه داشتن برای جابر بن حیان و معرفی استعداد ها  یه بخشی هم دلنشین تر شده بود با نوازندگی سنتور ش  گل دختر من چه ذوقی داشت و منو نگو چه خوشحال که دخملی داره هنرشو به عرصه می‌زاره واقعا کیف کردم دست مریزاد نورا جون  با اینکه وقت کم میاریم برای تمرین و اینا ولی تمام تلاشمونو میکنیم تا این هنر رو ادامه بدی و سختی های مسیرشو واقعا به جون می‌خری خسته نباشید میگم نور...
17 ارديبهشت 1403

مهر ۱۴۰۲

مهر ماه داره همین طور میگذره و تو داری توقشنگی هاش حال میکنی یکی از باحال ترینش بنر افتخار آفرینی هنرمند گلمه انشالله همیشه در اوج بدرخشی  گروه سرودو نمایش و عکاسی همش مقام آوردی اسم هنر مند من  هم نوشتن رو ش بهت افتخار میکنم بهترینم  ...
14 مهر 1402

مهر ۱۴۰۲

سلام به پائیز و قشنگی هاش سلام به مهر سلام به درس و مدرسه  و هزاران سلام به دختر کلاس ششمی خودم  آغاز سال تحصیلی جدیدت مبارک باشه گل دختر امسال همون طوری که دوست داشتی افتادی تو کلاس خانم غریب زاده  توکل برخدا اینم از شروع امسال  دخملی قشنگم امروز صبح واقعا وقتی زمان رو تو ذهنم مرور میکردم متوجه شدم چه قدر لحظه ها سریع میگذرند و ما غرق در ثانیه ها  یاد اونروزی افتادم که برات خمیر بازی میگرفتم با ماژیکای کوچولو رنگا رنگ که بتونم راضیت کنم بری مهد کودک  اما حالا به امید خدا رو یه چشم به هم زدن سال آخر ابتدایی رو شروع کردی  اما همین چشم به هم زدن گذر سن و سال و عمرمون هم همین ...
1 مهر 1402