نورانورا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره

نوراهدیه ی خدا

نورا بهترین هدیه از خدایم هست

مرسی خاله لیلا

مرسی عزیزم که به وبلاگمون سر زدی به همه سلام برسون واسه نورای گل منم دعا کن سرما خوردگیش خوب شه ان شالله تهران هم میاییم بزار نورا جنبه مسافرت پیدا کنه ...
15 آذر 1391

سالگرد عزیز جون

جیگر طلام سرما خوردی قربون فس فس بینیت بره مامان٣شنبه باهم رفتیم اول سر خاک عزیز چون هوا سرد بود ما پیاده نشدیم و از اونجایی که تو توی ماشین بدون حرکت گریه می کنی یه پستونک جدید انداخته بودی دهنت عکستو ببین حال کن بعد هم خونه احمد دایی اینا اونجا واسه عزیز حلوا پختیم تو هم اذیتم نکردی از وقتی رفته بودیم رو پاهام خوابیدی بعدش هم رفتی بغل دایی یه کم شیر بالا آوردی دایی حسابی ازت ترسیده بود (از استفراغت)کمی هم با کیسه فریزر بازی کردی ساعت ٧  اومدیم دنبال بابایی بریم افتتاحیه پدر خوب  مامان جون گفت تورو بزارم پیشش ولی من دلم نیومد گفتم ببرمت اونجا هم حالی ببری و هم یه عکس با آقای دایی بگیری اما نامردی کردی و فقط گریه کر...
15 آذر 1391

سالگرد عزیز جون

جیگر طلام سرما خوردی قربون فس فس بینیت بره مامان٣شنبه باهم رفتیم اول سر خاک عزیز چون هوا سرد بود ما پیاده نشدیم و از اونجایی که تو توی ماشین بدون حرکت گریه می کنی یه پستونک جدید انداخته بودی دهنت عکستو ببین حال کن بعد هم خونه احمد دایی اینا اونجا واسه عزیز حلوا پختیم تو هم اذیتم نکردی از وقتی رفته بودیم رو پاهام خوابیدی بعدش هم رفتی بغل دایی یه کم شیر بالا آوردی دایی حسابی ازت ترسیده بود (از استفراغت)کمی همبا کیسه فریزر بازی کردیساعت ٧ اومدیم دنبال بابایی بریم افتتاحیه پدر خوب مامان جون گفت تورو بزارم پیشش ولی من دلم نیومد گفتم ببرمت اونجا هم حالی ببری و هم یه عکس با آقای دایی بگیریاما نامردی کردی و فقط گریه کردی من هیچ عمو شهزاد از دعوتت پ...
15 آذر 1391