نورانورا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 17 روز سن داره

نوراهدیه ی خدا

نورا بهترین هدیه از خدایم هست

نورا و بارون

نازنینم به زیبایی باران دوستت دارم دیشب بارون شدیدی گرفته بود وتو کوچولوی من,اولین بارت بود که از پشت شیشه ماشین قطره های بزرگ بارون رو میدیدی چه ذوقی کرده بودی مامانی همش میخواستی قطره هارو بگیری دستت ولی تا سر میخوردن و میرفتن دادت بلند میشد سرو صدایی راه انداخته بودی که نگو و نپرس اینم معادله ولنتاین تو (ولنتاین تو هم مبارک باشه آخه توهم عشق من و بابایی) ...
25 بهمن 1391

ولنتاین مبارک

سلام به بابای خونمون سلام به گرمی زندگیمون من و نورا این روز رو به عشقمون بابایی تبریک میگیم دیشب پیتزا رو مهمون بابایی بودیم ما هم سر شام کادو بابایی رو دادیم خیلی خوش گذشت این متن تقدیم با عشق به همسر عزیزم چقدر خوبست در این خانه لحظه لحظه کنارمی با تو وکنار تو بودن برایم آرامشی محض است هر روز که با منی خدا هم مهمان ما شده ودر این سقف عاشقانه تمام شادی های دنیا جا میگیردوقتی حریم امن دستان مردانه ات دیوار خانه مان گشت هیچ چیزی نخواهد توانست ما را برنجاند واسه خوشبختی مون بازم خودت پا در میونی کن منو درگیر احساسی شبیه مهربونی کن خوب رویان جهان گر با دل من خوب شوند خوب من,با همه خوبان حساب تو جداست به سادگی وصادقانه می گویمت ...
25 بهمن 1391

بدون عنوان

http://upload.tehran98.com/img1/taurmjlixk37guddn5md.jpg http://upload.tehran98.com/img1/jyj0367x4l1t25hkpaf.jpg http://upload.tehran98.com/img1/8q4hy765q2stw0rvzbhi.jpg http://upload.tehran98.com/img1/37v93z69e9kig1prm1j.jpg http://upload.tehran98.com/img1/3cuwrffctlxg0nvc63.jpg http://upload.tehran98.com/img1/0ysa0nnzhde10m8ihtg.jpg http://upload.tehran98.com/img1/gcz1mgvfdijmva9lmof6.jpg عزیزم فعلا این عکسارو تونستم آپلود کنم میبخشی خودت با سلیقه قشنگت از بین شون انتخاب کن پیشاپیش ممنونم از لطفت ...
22 بهمن 1391

وروجک من

شیرین عسلم امروز کلی باهام همکاری کردی تا من یه کم به کارای خونه برسم بعد از ظهر هم خاله مریم اومده بود یه امتحان آنلاین اینترنتی بده کلی با ثنا و پریا بازی کردی پریروز بردمت بهداشت اونجا عاشق اون خاله ای شده بودی که واکسناتو میزد غافل از اینکه دو ماه پیش با آمپولش کلی حالتو گرفته بود قربون مهربونی هات برم که با اون لبای همیشه خندونت دل همه رو می بری  اساس رقاص شدی با هر آهنگی نشسته خودتو تکون میدی دیروز با شعر بوی گل و سوسن و... که از تلویزیون پخش میشد میرقصیدی و دست تکون می دادی اخیرا که یه ست آرایشی واست گرفتم (پر رو نشو آخه اون مغازه ای که من رفته بودم این ست تنها اسباب بازی بود که دهن خوریش خوب و بی خطر بود آخه ...
19 بهمن 1391

وروجک من

شیرین عسلم امروز کلیباهام همکاری کردی تا من یه کم بهکارای خونه برسم بعد از ظهر هم خاله مریم اومده بود یه امتحان آنلاین اینترنتی بده کلی با ثنا و پریا بازی کردی پریروز بردمت بهداشت اونجا عاشق اون خاله ای شده بودی کهواکسناتو میزد غافل از اینکه دو ماه پیش با آمپولش کلی حالتو گرفته بود قربون مهربونی هات برم که با اون لبای همیشه خندونت دل همه رو می بری اساس رقاص شدی با هر آهنگی نشسته خودتو تکون میدی دیروز با شعر بوی گل و سوسن و... که از تلویزیون پخش میشد میرقصیدی و دست تکون می دادی اخیرا که یه ست آرایشی واست گرفتم (پر رو نشو آخه اون مغازه ای که من رفته بودم این ست تنها اسباب بازی بود که دهن خوریش خوب و بی خطر بود آخه هر چی میدیم دستت یک راس...
19 بهمن 1391