نورانورا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره

نوراهدیه ی خدا

نورا بهترین هدیه از خدایم هست

اتفاقای خاص

عزیز مامانی حسابی سرم گرم کارا و شیطنت های توست هر چند همه میگن آرومی ولی اول اینکه همیشه باید همراهت باشم تا گند به کاری نزنی ثانیا بترسم از زمونی که اون رگ قاطی پاتی شما بزنه بیرون اونوقته که گاها خود زنی هم میکنی از نوعه خود چنگ زنی ویش ویش.....  و اونوقته که منم مات و مبهوت میشینم نگات میکنم و عصب های من در سکوت خودم میشکنه خلاصه ما به خوبی هات اکتفا میکنیم و زیاد از بدیهات نمیگیم که آبرو ریزی بشه فقط این ترس از اروینت منو کشته همچین تا اروین میاد چیزی رو که تو برداشتی ازت بگیره قیافه مظلومانه میگیری که نگو گاها وقتی میخوای اون باهات مهربون باشه و وسایلاشو ازت نگیره با مهربونی و زبون خاصی بهش میگی اروین سالااااااااام گهگاهی ق...
21 فروردين 1393

اتفاقای خاص

عزیز مامانی حسابی سرم گرم کارا و شیطنت های توست هر چند همه میگن آرومی ولی اول اینکه همیشه باید همراهت باشم تا گند به کاری نزنی ثانیا بترسم از زمونی که اون رگ قاطی پاتی شما بزنه بیرون اونوقته که گاها خود زنی هم میکنی از نوعه خود چنگ زنی ویش ویش..... و اونوقته که منم مات و مبهوت میشینم نگات میکنم و عصب های من در سکوت خودم میشکنه خلاصه ما به خوبی هات اکتفا میکنیم و زیاد از بدیهات نمیگیم که آبرو ریزی بشه فقط این ترس از اروینت منو کشته همچین تا اروین میاد چیزی رو که تو برداشتی ازت بگیره قیافه مظلومانه میگیری که نگو گاها وقتی میخوای اون باهات مهربون باشه و وسایلاشو ازت نگیره با مهربونی و زبون خاصی بهش میگی اروین سالااااااااام گهگاهی قبل ای...
21 فروردين 1393

مبارک آی مبارک دندون نو مبارک

دخملی قشنگم اولین پست توی سال جدیدت رو میخوام با یه تبریک شروع کنم عزیز دل مامان بعد ده دوازده روز بی تابی و عصبانیت و کلافگی بلاخره شانزدهمین مرواریدت خودی نشان داد قربون دندونای کوچولوت برم با کلی حرف و حدیث و خاطره از این چند روز غیبتمون اومدم کمی واست بنویسم شیطون مامان انقدر شلوغ شدی که گاها تا ظهر شایدم بیشتر سراغ گوشیم نمیرم باز با گوشی میتونستم گهگاهی وارد نت بشم و سری به وبلاگت بزنم دایم دنبال شما و اصلاح خرابکاریهاتون هستم ما که این چند روز هرشب خونه مرتب کردیم خوابیدیم صبح با بیدار شدنت زدی همه چی رو داغون کردی موقع اومدن هر مهمونی هم خونمون در حد آبروریزی بود دخملی مامان امسال لحظه ی تحویل سال نو تو ماشین ولی در ...
11 فروردين 1393

مبارک آی مبارک دندون نو مبارک

دخملی قشنگم اولین پست توی سال جدیدت رو میخوام با یه تبریک شروع کنم عزیز دل مامان بعد ده دوازده روز بی تابی و عصبانیت و کلافگی بلاخره شانزدهمین مرواریدت خودی نشان داد قربون دندونای کوچولوت برم با کلی حرف و حدیث و خاطره از این چند روز غیبتمون اومدم کمی واست بنویسم شیطون مامان انقدر شلوغ شدی که گاها تا ظهر شایدم بیشتر سراغ گوشیم نمیرم باز با گوشی میتونستم گهگاهی وارد نت بشم و سری به وبلاگت بزنم دایم دنبال شما و اصلاح خرابکاریهاتون هستم ما که این چند روز هرشب خونه مرتب کردیم خوابیدیم صبح با بیدار شدنت زدی همه چی رو داغون کردی موقع اومدن هر مهمونی هم خونمون در حد آبروریزی بوددخملی مامان امسال لحظه ی تحویل سال نو تو ماشین ولی در شهر م...
11 فروردين 1393

پایان سال92

به چشمان تو می نگرم و سرسبزی دشتها را به فراموشی میسپارم تبسم معصومانه تو مرا از نگاه به غنچه نو دمیده در صبحگاه بهار بی نیاز می سازد. ستاره ها دیگر در تاریکی شب درخششی ندارند نهال محبت تو سرسبزترین سبزینه ایست که در بوستان عمرم کاشتم با اشک دیدگانم جوانه ات را آبیاری میکنم و با بوسه های گرم مادرانه جوانه وجودت را قوت می بخشم تا شاخ و برگت قوی شود و سایه گستر عمرم شوی به پروانه ها خواهم گفت : به غنچه های گل سرخ روی آور نشوند. به نسیم خواهم گفت که در او دیگر عطر و مستی دیرینه نیست. تا گلبرگ بدن تو را در نوازش دستانم دارم به شبنم لطیف صبحگاهی دست نخواهم زد سحرگاهان نوای مرغان چمن بیدار...
28 اسفند 1392

پایان سال92

به چشمان تو می نگرم و سرسبزی دشتها را به فراموشی میسپارم تبسم معصومانه تو مرا از نگاه به غنچه نو دمیده در صبحگاه بهار بی نیاز می سازد. ستاره ها دیگر در تاریکی شب درخششی ندارند نهال محبت تو سرسبزترین سبزینه ایست که در بوستان عمرم کاشتم با اشک دیدگانم جوانه ات را آبیاری میکنم و با بوسه های گرم مادرانه جوانه وجودت را قوت می بخشم تا شاخ و برگت قوی شود و سایه گستر عمرم شوی به پروانه ها خواهم گفت : به غنچه های گل سرخ روی آور نشوند. به نسیم خواهم گفت که در او دیگر عطر و مستی دیرینه نیست. تا گلبرگ بدن تو را در نوازش دستانم دارم به شبنم لطیف صبحگاهی دست نخواهم زد سحرگاهان نوای م...
28 اسفند 1392

چهارشنبه سوری

منیم ناز قیزیم بو چرشنبه ده تانری دان آرزیم بودی کی: حیاتون همشه اود کیمی ایستی وسو کیمی آیدین یئل کیمی آزاد و تورپاق کیمی برکتلی اولسون سوفره نیز همشه بول روزی لی        اوزون د داییم گولر اولسون   بو چرشنبه سیزا د موبارک اولسون
28 اسفند 1392

چهارشنبه سوری

منیم ناز قیزیم بو چرشنبه ده تانری دان آرزیم بودی کی: حیاتون همشه اود کیمی ایستی وسو کیمی آیدین یئل کیمی آزاد و تورپاق کیمی برکتلی اولسون سوفره نیز همشه بول روزی لی اوزون د داییم گولر اولسون بو چرشنبه سیزا د موبارک اولسون
28 اسفند 1392

این روزها ......

این روزا که هوا سرده و نورای گلم مجبوره حداقل تا باباش بیاد تو خونه بمونه مجبوره یه جورایی خودشو سرگرم کنه اینطوری این از نوعه خسارت به امواله..... خنده های الکی میکنه با صدای بلند که منوبخندونه این آقا نوراست بعد یه پرس ماکارونی حس مردونه واسه خودش گرفته بله بفرمایید امری باشه این یکی از بازی های مدرنیزه شماست سرتو بسته بندی میکنی تا آماده رقص بشی اینم که کار هر روزته اینم از تولد اروین که دوتایی کلی حال کردین و خامه خوردین پشت کیک اروین دیگه داشت به مغز انگری بیرد نزدیک میشد عزیز مامان شازده کوچولوم دوست دارم     ...
9 اسفند 1392