نورانورا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

نوراهدیه ی خدا

نورا بهترین هدیه از خدایم هست

عید قربان

سلام به همه امروز از ساعت 8 پاشدم بریم خونه بابا بزرگ تا با گوسفنده عکس بگیرم خب چیه؟تا حالا گوسفند ندیدم البته شب رفتیم خونه باباجون تاریک بود مامانم هم دوربین نبرده بود گوسفند رو برا اولین بار اونجا دیدم حالا بی خیال عیدتون مبارک ...
6 آبان 1391

دل گرفته ی مامانی

می دانی ، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی "تـعطیــل است" و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت... باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی، و در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند، آن وقت با خودت بگویـی : بگذار منتـظـر بمانند ...
3 آبان 1391

دل گرفته ی مامانی

می دانی ، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی "تـعطیــل است" و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت... باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی، و در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند، آن وقت با خودت بگویـی : بگذار منتـظـر بمانند ...
3 آبان 1391