نورانورا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

نوراهدیه ی خدا

نورا بهترین هدیه از خدایم هست

تقدیم به همه ی اونایی که کم لطفن

اینا چند تا متن و شعر خالی نیستن اینا رو واسه آدمایی گفتن که قدر محبت هایی که بهشون میشه رو نمیدونن و کمی کم لطفن                            فنجان که بشکند می ریزم روی میز فرقی نمی کند دستهای تو لرزیده باشد یا پایه های میز من سرد شده بودم!   حرفي نزني ! طاقت جنجال ندارم / بدجور شکسته ست دلم حال ندارم درهاي قفس باز و دلم عاشق پرواز / از حس پريدن پرم و بال ندارم   نه هوا ابريست نه باراني مي بارد… پس بهانه دلم براي اين همه سنگيني چيست….!!!فقط یک جمله از ر...
18 دی 1391

تقدیم به همه ی اونایی که کم لطفن

اینا چند تا متن و شعر خالی نیستن اینا رو واسه آدمایی گفتن که قدر محبت هایی که بهشون میشه رو نمیدونن و کمی کم لطفن فنجان که بشکند می ریزم روی میز فرقی نمی کند دستهای تو لرزیده باشد یا پایه های میز من سرد شده بودم! حرفي نزني ! طاقت جنجال ندارم / بدجور شکسته ست دلم حال ندارم درهاي قفس باز و دلم عاشق پرواز / از حس پريدن پرم و بال ندارم نه هوا ابريست نه باراني مي بارد… پس بهانه دلم براي اين همه سنگيني چيست….!!!فقط یک جمله از روی کم لطفی کافیست دلم را بارانی کند هر وقت دل کسی رو شکستی 1 میخ بزن تو دیوار هر وقت که دلشو به دست اوردی اون میخ رو از دیوار در بیار ولی جای اون میخ همیشه رو د...
18 دی 1391

تولد بابایی

جمعه ١٥ دی تولد باباییمون بود قبل ظهر مامان رفت کیک و کادوی بابایی رو بگیره من پیش بابا موندم دم ظهری بعد ناهار رفتیم سرعین برای شنا تو استخر ایرانیان که منو نزاشتن برم  تو آب  گفتن کوچولویی ما هر وقت خواستیم سور پرایز کنیم پیش کامیار لو رفته آخه کیک کامیارو گذاشته بودیم تو راهرو تا بعدا بیاریم و کامیار نبینه از قضا یکی زنگ زد گفت بیا پایین می خواست واسش نقشه بده این جوری بود که لو رفتیم. نورای گلم توی سرعین هم ما مجبور شدیم به نوبت بریم شنا و خانم گل مارو یکی نگه داره تا اینکه عصری برگشتیم خونه شام خوردیم و بعد هم واسه بابایی تولد گرفتیم جاتون خالی خیلی خوش گذشت البته نورا جون مرحله کیک آوردنی خواب...
17 دی 1391

تولد بابایی

جمعه ١٥ دی تولد باباییمون بود قبل ظهر مامان رفت کیک و کادویبابایی رو بگیره من پیش بابا موندم دم ظهری بعد ناهار رفتیم سرعین برای شنا تو استخر ایرانیان کهمنو نزاشتن برم تو آب گفتن کوچولویی ما هر وقت خواستیم سور پرایز کنیمپیش کامیار لو رفته آخه کیک کامیارو گذاشته بودیم تو راهرو تا بعدا بیاریم و کامیار نبینه از قضا یکی زنگ زد گفت بیا پایین می خواست واسش نقشه بده اینجوری بود که لو رفتیم.نورای گلم توی سرعین هم ما مجبور شدیم به نوبت بریم شنا و خانم گل مارو یکی نگه داره تا اینکه عصری برگشتیم خونه شام خوردیم و بعد هم واسه بابایی تولد گرفتیم جاتون خالی خیلی خوش گذشت البته نورا جون مرحله کیک آوردنی خواب بود بعدا که بیدار شدتیپ زد و کلی ازش عکس...
17 دی 1391

نفسم کی دندون در میاری؟

نورای خوبم خیلی بی تابی میکنی شبا هم خوب نمیخوابی همه میگن می خوای دندون در بیاری آخه هر چی میدم دستت میکنی توی دهنت .شبا  بیدار که میشی یه ضرب تا چشماتو باز میکنی بلند میشی میشینی بعد هم لحافتو میکنی توی دهنت اونوقت دوباره نشسته چرت میزنی خلاصه هر یه ساعت همین کارتو تکرار میکنی و بعد شیر خوردن میگیری میخوابی ٥شنبه تو موندی پیش مامان جون ما رفتیم یه گشتی زدیم یه پوتین خوشگل واسه  بابایی گرفتم از بابت تولدش که ١٥ دی هستش تازه بابایی هم کلی واسه تو لباس خونه گرفت بعدش هم اومدیم شام رفتیم خونه دایی مجید تولد جفتشون بود(زندایی و دایی)بعد شام کیک آوردن خوردیم از تو هم یه چندتایی عکس گرفتیم دفعه اولت بود که میرفتی خونه دای دایی موق...
17 دی 1391

نفسم کی دندون در میاری؟

نورای خوبم خیلی بی تابی میکنی شبا هم خوب نمیخوابی همه میگن می خوای دندون در بیاری آخه هر چی میدم دستت میکنی توی دهنت .شبا بیدار که میشی یه ضرب تا چشماتو باز میکنی بلند میشی میشینی بعد هم لحافتو میکنی توی دهنت اونوقت دوباره نشسته چرت میزنی خلاصه هر یه ساعت همین کارتو تکرار میکنی و بعد شیر خوردن میگیری میخوابی ٥شنبه تو موندی پیش مامان جون ما رفتیم یه گشتی زدیم یه پوتین خوشگل واسهبابایی گرفتم از بابت تولدش که ١٥ دی هستش تازه بابایی هم کلی واسه تو لباس خونه گرفت بعدش هم اومدیم شام رفتیم خونه دایی مجید تولد جفتشون بود(زندایی و دایی)بعد شام کیک آوردن خوردیم از تو هم یه چندتایی عکس گرفتیم دفعه اولت بود که میرفتی خونه دای دایی موقع اومدن پا گشا هم ...
17 دی 1391

اربعین حسینی

به یاد کربلا دلها غمین است  دلا خون گریه کن چون اربعین است امروز روز اربعین حسینی هستش به همه ی دوستان تسلیت میگم امروز ناهار خونه مامان بزرگ دعوتیم بعد از ظهر هم احتمالا بریم روضه یکی از دوستان (مینا خانم).دیدم نورا خوابه گفتم یه پیام تسلیت بزارم عزاداریهاتون قبول درگاه حق  التماس دعا   لبیک یا حسین
14 دی 1391

اربعین حسینی

به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است امروز روز اربعین حسینی هستش به همه ی دوستان تسلیت میگم امروز ناهار خونه مامان بزرگ دعوتیم بعد از ظهر هم احتمالا بریم روضه یکی از دوستان (مینا خانم).دیدم نورا خوابه گفتم یه پیام تسلیت بزارم عزاداریهاتون قبول درگاه حق التماس دعا لبیک یا حسین
14 دی 1391

کریسمس مبارک

سلام به همه ی دوستای گلمون سال جدید میلادی مبارک نورا جون تصمیم گرفته تو این سال جدید شبا خوب بخوابه آخه دیشب که نزاشت شب عیدی یه ذره TV ببینیم  اومدیم ساعت 1 بود که خوابیدیم نورا خانم ساعت 4 بیدار شد من بیچاره ارور داده بودم  هی بلند میشدم نفسشو چک میکردم آخه از عجایب بود که 3 ساعت پشت سر هم بخوابه امیدوارم تا آخر سال همین جوری پیش بره   راستی عکسای تولد دایی مجید هم آپلود شد در یک سری از عکسا مامانی مچ نورا رو گرفته آخه شدیدا به کیک حمله میشد     برو پایین توی ادامه مطلب عکسا رو ببین ...
12 دی 1391